سلام چطورید . خیلی مخلصیم












اینم دارو دسته نیویورکیها
بروبچ که میدونن من الان در حال گذروندن دوره دو ماهه در تهران جهت استخدامم در شرکت نفت هستم........بابا ایول به خودمون شدیم یقه سفید شرکت نفت.....شرکت نفت نگو پاریس بگو .....لامصبا انگار نه انگار پول بیت المالو هزینه میکنند 
یه مدتی بود که وقت نکرده بودیم آپ کنیم . بابا مانم ناسلامتی به اصطلاح دانشجوییما و درس داریم....... البته دانشجو بودیم و راحت شدیم از این ننگ اما هادی زاغی هنوز دانشجویه اییه اییه اییه .... بابا مو که گریه نمی کنم داروم میخندم . ... همهچی اینجا خوبه الا این استاد زبانمون که خیلی سخت گیره.......ولک لامصب تو تهرانم عربا ولمون نمیکنند این استاد زبان ما خانمه ..وجالبیش اینه که عربه.....ولی وجدانا" تا حالا عرب به این با کلاسی ندیدم....قیافه اینهو مصریا (کلو پاترا)تیپ اینهو جنیفر لوپز.....وقتی میاد سرکلاس برو بچ کلاس بیشتر حواسشون تولبا و چشاو و.....بقیه اعضاء و جوارح ایشون هستند تا به دروس تدریسی من نمیدنم این از آبادان اومده اینجا برای چی... اومده حال مارو بگیره……آخه من از دست این آبادانیا کجا فر بشم میگه ما یه استاد داشتیم تو دانشگاه آبادان به نام ویسی ...پوست منو کنده تا کارشناسی ارشدزبانمو گرفتم حالا منم پوست شمارو میکنم......ما همه گریه میکنیم میگیم بابا ما کوچیکتیم ما زبان نمیخوایم پاچه بده شیردون بده سیراب بده و بنا گوش......میگه نه بابا شما وقتی برید روی سکوی نفتی و نفتکش خارجی بیاد چطور میخواید کاپیتان اون کشتی و خدمشونو تحویل بگیرید ...ما هم میگیم تحویلشون نمگیریم....نتیجه نفت فروش نمیره و تو که داری این مطالبو میخونی از گرسنگی میمیری ..............حالا ولش این چرت و پرتارو بریم سراغ اصل مطلب و یکی دیگر از ورقهای دفتر زرین خاطراتمون. خاطره امروز با اینکه خلاصه شدس اما یه مقدار طولانیه ، دست خودمون که نیست خاطرس دیگه پس یا سیو کنید یا وقتی که خواستید ار اینترنت خارج شید لاف بویزو باز کنید ...میدونید که من ید طولانی در کارشناسی مباحث توپ گرد دارم .....ید های(دستام به زبون دزفولی) من از مجید دلبندهم بلندتره:
ساعت یک بامداد به وقت دیلم بود و داشتم خوابای خوش خوش می دیدم که یه هو حس کردم یه چیز داره زیر متکا وول می خوره و میگه اییییه ایییه ....مانم اون ماسماسکو برداشتم و جواب دادم
_ الو سلام هما موحنا من فردوسی پور از برنامه زنده 90 با شما تماس گرفتیم تا از بحثهای کارشناسی شما بهره مند شیم .
مونم جوابش دادم : مردتیکه چترال شانس اوردی از دست بچه ها که میس کال میزنن سایلنتش کرده بودم وگرنه اگه داداش حسین بلند میشد ........
_ اوه واقعا ببخشید . پس اگه امکانش هست هفته بعد تشریف بیارید چون خیلی از بینندگان درخواست حضور شمارو در برنامه داشتند.
_باشه هفته بعد تشریفمو میارم
فردا صبح داشتیم ناشتا سامبوسه فلافل میزدیم جریانو به هادی داداش گفتم .....هادی هم گفت باشه کا با هم میریم گفتمش بابا مونو دعوت کردن تو کجا خودتو میندازی....کلی چونه زد تا قبول کردم بهش گفتم ولی هیچکی نباید از این موضوع بویی ببره ، هادی زاغی هم گفت خیالت راحت دهن مو قرص قرصه (این حرفو که زد مونم مثل شما تا تهشو خوندم)
خلاصه هفته بعد با تماااامه بچه ها رفتیم تهران و مستقیم رفتیم تو استودیو و توی یه ردیف رو بروی عادل نشستیم ..... اول از همه مو بودم که با عینک ریبون نشسته بودم و هی به این پشت بلندم یه حالی میدادم جفتمم هادی زاغی که مثل خانقلی خان این ور اون ورو زاغ میزد. بعدشم شهرزاد با اون تیپ جلفش بود که گوشیهای ام پی 4 پلیر رو کرده بود تو گوشش و سرشو بالا پایین میکرد، بعدشم فربد خنجری نشسته بود داشت خنجرشو تیز می کردد البته چهرشو شطرنجی کرده بودند . کنارشم معین بلابوش با اون شلوار خلافیش بود ( از اون شلوارا که خشتکش به نزدیک زمین میرسه ...بابا همون شورت گل گلی مامان دوز گٌرده پاه) یه هفت هشتا از بچه ها دیگه هم بودن(اصغر ترقه
...مجید لشلی
...آقا سیاوش
...مهتاب خانم
...تینا خانم
امیر آرین
.. علی سینا
....آنا همسایه
و ...فاطیما خانوم
که خونشون نزدیک بود.....و عروس خانم وب پگولی
و سارا گور به گور شده
....و سارا ملوسک وووووووووش....و جیگی و نانای با هم بودن ..... و پژمان خان دوست معین و دخترای اهوازی هم اومده بودن ....و نازی خانم .....وهمه بچه ها ) حتی دوتا بچه کوچولو که سر کوچمون فنگ بازی میکردن اومده بودن داشتن وسط برنامه بازی میکردن(یکیش که عسل سیاوش بود اون یکی رو نمیدونم....فکر کنم بچه آبولی بود(پگولی
). البته آرنولد هم خیلی التماس کرد ولی قبول نکردیم که بیاد. داشتند موج مکزیکی میومدند



خلاصه برنامه شروع شد و فردوسی پور واسمون هایلایت گذاشت بچه هاهم تخمه در اوردن شروع کردن به شکستن و تشویق کردن . بجه ها اون ور به سرپرستی شهرزاد خانم (بوقچی آبادان)پا میشدن میگفتن آبادان مانم که اینور بودیم میگفتیم برزیلته
بعد یکی از بچه ها به فردوسی پور گفت : عدول عدول اینجا ضد زلزله هست اونم گفت آره ....و بچه ها شروع کردن به یزله انداختن .















بعد از اینا یه چند تا تصاویر کارشناسی و صحنه های داوری نشونمون داد که امین زاغی و مو براش توضیح دادیم رسیدیم به بازی استقلال اهواز و مس که نگو خورده آهن کرمان و اون صحنه معروف : مو هی میگفتم بابا کارت قرمز کیلو چنده مگه بداوی چه کرده یه خورده پاشو داده بالا و اون تقی پور نامرد هم بخاطر اینکه با اون سن و سالش تورو بچه وایساده خب بچه کپ کرد هم اینکه بخاطر مصاحبه بعد از بازیش باید بره کمیته انضباتی....دیدم فردوس پور داره از اون لبخنداشو میزنه بهش گفتم : نیشتو ببند بابا مو مثل بعضیا نیستما چیزی بهت نگم میخوای بگم بچه ها سه سوت لختت کنن ها.... شرفت سوراخ. یه هو دیدم بیستا رنگ عوض کرد . بچه ها هم شروع کردن به شعار دادن کاپتان دایی یادت باشه مبعلی سرورته و ته ته۲۳ دوستت داریم (چه ربطی به بازی اس اس و مس داره منم نمیدونم...ربطش مثل انرژی هسته ای...حل کنید از احمدی نژاد جایزه بگیرید) ..بعد هم ازش پرسیدم چطور میشه که شهید قندی در تمام طول لیگ که بیستو خورده ای بازیه همش 12 تا گل بخورن اما بازی با راه آهن یه هو تو یه بازی 6 تا گل میخورن انگار بازیکناشون بعد از بازی با راه آهن حامله شده بودن و مثل حامله ها راه میرفتن . هر یه گلی که صنعت به پیام ارتباطات میزد اونا دو تا از راه آهن میخوردن ،خب این جوری برای خود شهید قندی آبرو نزاشتن با تبانیشون ....یا چرا کسی به پرونده بازیکنای غیر قانونی راه آهن نمیرسه . تجربه ثابت کرده اگه به بچه های خوزستان اعتماد کنید نتیجه ای که میبینید مثل نتیجه قهرمانی در بوسانه اگه هم به اونا تکیه نکنید میشه بازی های آبروبرانه در جام جهانی و بازی های دوحه قطر که مالدیو و چین تایپه و قطر سوراخ سوراخمون کردن
بعد از حرفام بچه ها شروع کردن به سوت و دست زدن
بعدشم عادل بهمون گفت که مسابقه اس ام اسی این هفته به عهده شماست ، مانم یکم فکر کردیمو و گفتم : بهترین تیم دنیا چیه؟ اگه نظر شما صنعت نفت آبادانه گزینه 1 تا 4 رو به شماره 200090_0631 بفرستیدجایزشم به عهده خودمه یه بشکه نفت و یکی از عینک ریبونای خودم فقط هول نشید یکی یکی اس ام اس بدید.

آخرای برنامه هم عادل گفت یه چند تا تماس پشت خط داریم که اگه اجازه بدید براتون پخش کنم
گفتمش خواهش میکنم.
_ الو سلام هما پشت بلند (منظورش همایون بود....این بابام هم عجب اسمی برا ما گذاشته کوچیکه دخترونست بزرگ میشه میشه پسرونه)
_سلام خانم بفرمایید
_ببخشید من زید فربد خنجریم ، میخواستم با معین صحبت کنم
فربد خنجری: ها سلام عینی اشلونچ
مو : چی چیو اشلونچ جمع کن بابا اینجا برنامه زندس . قطع کن خانم
یه تماس دیگه (سارا نی نی چوچولو ) : الو بچه ها خیلی نامردید مونو تو دستشویی فرودگاه قال گذاشتین
مو : اِ بچه ها ساراه ، سارا چو چولو کجایی عزیزم حالت خوبه ؟
سارا چوچولو : بابا دمتون گرم بچه آبادانو دست کم گرفتید الان تو جردن توی یه ایکس پارتیم . براشون یه ترانه خوندم گوش کنید بچه ها: پسر دخترا پسر دخترا مگه لشکر آباد چی داره میگن تو هر دقیقش یه شکم میشه پاره ….
تعطیلی یا عامری همه یه تیزبر دارن......
یه تماس دیگه :
مو : سلام بفرمایید
ابوجاسم (مغازه دار سر کوچمون): سلام و زهرمار بییب بییییییییییییب بییییب ....کی میاید حساباتونو صاف کنید
یه تماس دیگه:
براد پیت :سلام همایون فرق وسط پس این سی دی هام چی شدن سگ خورشون کردی
؟
مو : بابا این تماسارو وصل نکنید اه
یه تماس دیگه
بفرمایید
سندی: ولکام آبادان 5 کیلومتر دمت گرم..... ولکام آبادان 5 کیلو متر دمت گرم
مو : راچکتیم
بعد از تماس ها هم رسیدیم به آخر برنامه و عادل گفت که اگه حرف ناگفته ای دارید بزنید
مو : نه ندارم
هادی زاغی : زیپ اون آقای فیلمبردار بازه ، زاغشو زدم
فربد خنجری : من حرف نا گفته ای ندارم فقط از شما و سایر همکاراتون کمال تشکر و قدردانی رو دارم که مارو به جمع خودتون دعوت کرید و از ببنندگان عزیز و که تا پاسی از شب پای برنامه حضور پیدا کردن سپاسگذارم ، چی جون داداش
معین بلابوش : چیچیو حرف آخر ما تا شام نخوریم از جامون تکون نمی خوریم









مو : ها مو حرف آخر دارم اون اول برنامه اسمش تیتراژه چیه نمیدونم چرا از صنعت و تیمهای خوزستانی چیزی نشون نمی دید فقط گل خوردن فولادو نشون میدید ها بی وجدان؟
فردوسی پور: حیقتش......
مو : ببندش .نفله
اینم از خاطره . چقدر خستم شد حالا برید قسمت نظرات و از مو تشکر کنید.
وجدانا" هر کی تعداد نظراتش بیشتر بود یه جایزه ویژه داره

بعضی از این مطالب سرقتیه...جای درز پیدا نکنه که آبروم میره بیشتر شکلکاش مال مهتاب خانومه
..جکاش مال آنا خانومه بچه هندوستانه و دوست پسرش این بدقیافه است همون سیاهه شاهرخ خان
و....
این خره هم ماشین مهتاب خانومه
یه کم بی تربیت هست ولی خوب خره دیگه چکارش میشه کرد
هر کس صاحب عکس رو دیده بگه کجاست و مژدگانی دریافت کنه...این پسره حیف نونه که مدتی بدلیل حواس پرتی از خونه متواری شده........آخرین بار توی زمین فوتبال با شورت گلی گلی دیده شده
مژدگانیشم ماشین مهتاب خانومه
معین داداشی ناراحت نشیا فقط چون میدونم تو ظرفیت شوخی داری برا تو نوشتم ....تو عزیزمی


+ نوشته شده توسط همایون در پنجشنبه 17 اسفند1385 و ساعت
8:57 قبل از ظهر |